امام خمینی (ره)

 
درباره وبلاگ

 

موضوعات

 

آخرين نوشته ها

 

نويسندگان

 

دوستان

 

آرشيو مطالب

 

 

>



بسیج

بسیجی ضمیری روشن وزبانی ذاکر وشاکررامثل یک صدفی که گوهری ازایمان وتبیین توی وجودش داره از تموم لغزش ها حفظ می کنه اون پیروزیشو تویِ جهاد اصغر وسعی وتلاشش توی جهاد اکبر می دونه. اون خط نفس امّاره، نفسی که بریدی فرمان می ده رو آویزه گوشش می کنه و میدونه قصد رستگاری وفلاح نه تنها اونو از اجتماع وجامعه برکنار نمی کنه بلکه باید با هدف الهی وبا آگاهی وتدبیر برای سازندگی خودش باید بیاد وسط میدون.

بیایید بازهم بیادِ شهداء زیادتِ عاشورا بخونیم، بیاید تو شبهای جمعه باز به غربت علی هم آوا نسیم ودعای کمیل بخونیم بیاید صبح جمعه صالح ترین خلیفه حق رو صدا بزنیم.


۱۳۸٩/۱۱/٧ توسط سید مسعود میرافضلی



ایمان

روزی اهالی یک دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند، در روز موعود همۀ مردم برای مراسم دعا درمحلی جمع شدند وتنها یک پسر بچه با خودش چتر آمرده بود واین یعنی ایمان.

 


۱۳۸٩/۱۱/٧ توسط سید مسعود میرافضلی



اربعین تسلیت باد

 

روز بیستم صفر روز اربعین و به قول شَیْخَیْن روز رُجُوع حرم امام حسین علیه السلام است از شام به مدینه و روز وُرُود جابربن عبدالله انصارى است به کربلا به جهت زیارت امام حسین علیه السلام و او اوّل زائر آن حضرت است و زیارت آن حضرت در این روز مستحب است و از حضرت عسکرى علیه السلام روایت شده که فرمود علامات مؤمن پنج چیز است پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شب و روز گذاردن و زیارت اربعین کردن و انگشتر بر دست راست کردن و جَبین را در سجده بر خاک گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ را بلند گفتن و شیخ در تهذیب و مصباح زیارت مخصوصه این روز را از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده و ما انشاءَالله آن را در باب زیارات نقل خواهیم نمود.

زیارت اربعین

 زیارت اربعین یعنى بیستم صفر شیخ درتهذیب و مصباح روایت کرده از حضرت امام حسن عسکرى علیه السلام که فرموده علامات مؤمن پنج چیز است پنجاه و یک رکعت نماز گذاشتن که مراد هفده رکعت فریضه و سى و چهار رکعت نافله است در هر شب و روز و زیارت اربعین کردن و انگشتر در دست راست کردن و جبین را در سجده بر خاک گذاشتن و بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمن الرَّحیمِ را بلند گفتن و کیفیّت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام در این روز به دو نحو رسیده یکى زیارتیست که شیخ در تهذیب و مصباح روایت کرده از صفوان جمّال که گفت فرمود به من مولایم حضرت صادق علیه السلام در زیارت اربعین که زیارت مى کنى در هنگامى که روز بلند شده باشد و مى گوئى :


اَلسَّلامُ عَلى وَلِىِّ اللَّهِ وَحَبیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى خَلیلِ اللَّهِ

سلام بر ولى خدا و دوست او سلام بر خلیل خدا

وَنَجیبِهِ اَلسَّلامُ عَلى صَفِىِّ اللَّهِ وَابْنِ صَفِیِّهِ اَلسَّلامُ عَلىَ الْحُسَیْنِ

و بنده نجیب او سلام بر بنده برگزیده خدا و فرزند برگزیده اش سلام بر حسین

الْمَظْلُومِ الشَّهیدِ اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ

مظلوم و شهید سلام بر آن بزرگوارى که به گرفتاریها اسیر بود و کشته اشکِ روان گردید

اَللّهُمَّ اِنّى اَشْهَدُ اَنَّهُ وَلِیُّکَ وَابْنُ وَلِیِّکَ وَصَفِیُّکَ وَابْنُ صَفِیِّکَ الْفاَّئِزُ

خدایا من براستى گواهى دهم که آن حضرت ولىّ (و نماینده ) تو و فرزند ولىّ تو بود و برگزیده ات و فرزند برگزیده ات بود که کامیاب شد

بِکَرامَتِکَ اَکْرَمْتَهُ بِالشَّهادَةِ وَحَبَوْتَهُبِالسَّعادَةِ وَاَجْتَبَیْتَهُ بِطیبِ

به بزرگداشت تو، گرامیش کردى بوسیله شهادت و مخصوصش داشتى به سعادت و برگزیدى او را به پاکزادى

الْوِلادَةِ وَجَعَلْتَهُ سَیِّداً مِنَ السّادَةِ وَ قآئِداً مِنَ الْقادَةِ وَذآئِداً مِنْ

و قرارش دادى یکى از آقایان (بزرگ ) و از رهروان پیشرو و یکى از کسانى که از حق دفاع کردند

الْذادَةِ وَاَعْطَیْتَهُ مَواریثَ الاَْنْبِیاَّءِ وَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلى خَلْقِکَ مِنَ

و میراثهاى پیمبران را به او دادى و از اوصیائى که حجت تو بر خلقت هستند قرارش دادى او نیز

الاَْوْصِیاَّءِ فَاَعْذَرَ فىِ الدُّعآءِ وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ

در دعوت مردم جاى عذر و بهانه اى (براى کسى ) نگذارد و بیدریغ خیرخواهى کرد و جان خود را در راه تو داد

لِیَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلالَةِ وَقَدْ تَوازَرَ عَلَیْهِ مَنْ

تا برهاند بندگانت را از (گرداب ) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى ) گمراهى و چنان شد که همدست شدند بر علیه

غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَباعَ حَظَّهُ بِالاَْرْذَلِ الاَْدْنى وَشَرى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ

آن حضرت کسانى که دنیا فریبشان داد و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و بداد آخرتش رادرمقابل بهائى

الاَْوْکَسِ وَتَغَطْرَسَ وَتَرَدّى فى هَواهُ وَاَسْخَطَکَ وَاَسْخَطَ نَبِیَّکَ

اندک و بى مقدار و بزرگى کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند، و تو و پیامبرت را بخشم

وَاَطاعَ مِنْ عِبادِکَ اَهْلَ الشِّقاقِ وَالنِّفاقِ وَحَمَلَةَ الاَْوْزارِ

آوردند و پیروى کردند از میان بندگانت آنانى را که اهل دو دستگى و نفاق بودند و کسانى را که بارهاى سنگین

الْمُسْتَوْجِبینَ النّارَ فَجاهَدَهُمْ فیکَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى سُفِکَ فى

گناه بدوش مى کشیدند و بدین جهت مستوجب دوزخ گشته بودند آن حضرت (که چنان دید) با شکیبائى و پاداش جوئى با

طاعَتِکَ دَمُهُ وَاسْتُبیحَ حَریمُهُ اَللّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبیلاً وَعَذِّبْهُمْ

آنها جهاد کرد تا خونش در راه پیروى تو ریخت و حریم مقدسش شکسته شد خدایا آنان را لعنت کن به لعنتى و بال دار و

عَذاباً اَلیماً اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَا بْنَ سَیِّدِ

عذابشان کن به عذابى دردناک سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى فرزند آقاى

الاَْوْصِیاَّءِ اَشْهَدُ اَنَّکَ اَمینُ اللَّهِ وَابْنُ اَمینِهِ عِشْتَ سَعیداً وَمَضَیْتَ

اوصیاء گواهى دهم که براستى تو امانتدار خدا و فرزند امانت دار اوئى سعادتمند زیستى و ستوده از دنیا

حَمیداً وَمُتَّ فَقیداً مَظْلُوماً شَهیداً وَاَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ ما وَعَدَکَ

رفتى و گمگشته و ستمدیده و شهید درگذشتى و نیز گواهى دهم که خدا براستى وفا کند بدان وعده اى که به تو داده

وَمُهْلِکٌ مَنْ خَذَلَکَ وَمُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَکَ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ وَفَیْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ

وبه هلاکت رساند هرکه را که دست از یاریت برداشت و عذاب کند کسى که تو را کشت و گواهم دهم که تو بخوبى وفا کردى

وَجاهَدْتَ فى سَبیلِهِ حَتّى اَتیکَ الْیَقینُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَلَعَنَ اللَّهُ

به عهد خدا و جهاد کردى در راه او تا مرگت فرا رسید خدا لعنت کند کسى که تو را کشت و خدا لعنت کند

مَنْ ظَلَمَکَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِکَ فَرَضِیَتْ بِهِ اَللّهُمَّ اِنّى

کسى که به تو ستم کرد و خدا لعنت کند مردمى که شنیدند جریان کشتن و ستم تو را و بدان راضى بودند خدایا من تو را

اُشْهِدُکَ اَنّى وَلِىُّ لِمَنْ والاهُ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُ بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى یَا بْنَ

گواه مى گیرم که من دوست دارم هر که او را دوست دارد و دشمنم با هر که او را دشمن دارد پدرم و مادرم بفدایت اى فرزند

رَسُولِ اللَّهِ اَشْهَدُ اَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فىِالاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ

رسول خدا گواهى دهم که تو براستى نورى بودى در پشت پدرانى بلند مرتبه و رحمهائى

الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجاهِلِیَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمّاتُ

پاکیزه که آلوده ات نکرد اوضاع زمان جاهلیت به آلودگیهایش و در برت نکرد از لباسهاى چرکینش

مِنْ ثِیابِها وَاَشْهَدُ اَنَّکَ مِنْ دَعاَّئِمِ الدّینِ وَاَرْکانِ الْمُسْلِمینَ وَمَعْقِلِ

و گواهى دهم که براستى تو از پایه هاى دین و ستونهاى محکم مسلمانان و پناهگاه

الْمُؤْمِنینَ وَاَشْهَدُ اَنَّکَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّکِىُّ الْهادِى

مردمان با ایمانى و گواهى دهم که تو براستى پیشواى نیکوکار با تقوا و پسندیده و پاکیزه و راهنماى

الْمَهْدِىُّ وَاَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى

راه یافته اى و گواهى دهم که همانا امامان از فرزندانت روح و حقیقت تقوى و نشانه هاى هدایت

وَالْعُرْوَةُ الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ على اَهْلِ الدُّنْیا وَاَشْهَدُ اَنّى بِکُمْ مُؤْمِنٌ

و رشته هاى محکم (حق و فضیلت ) و حجتهائى بر مردم دنیا هستند و گواهى دهم که من به شما ایمان دارم

وَبِاِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرایِعِ دینى وَخَواتیمِ عَمَلى وَقَلْبى لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ

و به بازگشتتان یقین دارم با قوانین دینم و عواقب کردارم و دلم تسلیم دل شما است

وَاَمْرى لاَِمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَنُصْرَتى لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتّى یَاْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ

و کارم پیرو کار شما است و یاریم برایتان آماده است تا آنکه خدا در ظهورتان اجازه دهد

فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ عَدُوِّکُمْ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَعلى اَرْواحِکُمْ

پس با شمایم نه با دشمنان شما درودهاى خدا بر شما و بر روانهاى شما

وَاَجْسادِکُمْ وَشاهِدِکُمْ وَغاَّئِبِکُمْ وَظاهِرِکُمْ وَباطِنِکُمْ آمینَ رَبَّ الْعالَمینَ

و پیکرهایتان و حاضرتان و غائبتان و آشکارتان و نهانتان آمین اى پروردگار جهانیان


۱۳۸٩/۱۱/٧ توسط سید مسعود میرافضلی



دلیل بزرگداشت اربعین چیست؟


اعتبار اربعین امام حسین(ع) از گذشته میان شیعیان و در تقویم تاریخی وفاداران به امام حسین(ع) شناخته شده بوده است. کتاب «مصباح المتهجد» شیخ طوسی که حاصل گزینش دقیق و انتخاب معقول شیخ طوسی است از روایات فراوان درباره تقویم مورد نظر شیعه درباره ایام سوگ و شادی و دعا و روزه و عباردت است، ذیل ماه «صفر» می‌نویسد: نخستین روز این ماه (از سال 121)، روز کشته شدن زید بن علی بن الحسین است.


۱۳۸٩/۱۱/٦ توسط سید مسعود میرافضلی



زندگینامه شهید آیت االه مطهری

دوران کودکی و نوجوانی:

او در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می‌گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتب خانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می‌پردازد. در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می‌ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می‌شود در حالی که به تازگی موسس آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته‌اند.

 

دوران جوانی :

در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و امام خمینی (به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می‌گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد مطهری گاهی به بروجرد می‌رفته و از محضر ایشان استفاده می‌کرده‌است. وی مدتی نیز از آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره‌های معنوی فراوان برده‌است. از اساتید دیگر استاد مطهری می‌توان از آیت الله سید محمد حجت (در اصول) و آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده‌است. در سال ۱۳۳۱ در حالی که از مدرسین معروف و از امیدهای آینده حوزه به شمار می‌رود به تهران مهاجرت می‌کند. در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانی‌های تحقیقی می‌پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می‌گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می‌کند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می‌شود. استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن می‌باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده‌است.

فعّالیت های سیاسی :

او کنار امام بوده‌است به طوری که می‌توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاش‌های او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می‌شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می‌گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می‌شود.

پس از تشکیل هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیت‌های روحانی عهده دار رهبری این هیئت‌ها می‌گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط محمد بخارایی کادر رهبری هیئت‌های موتلفه شناسایی و دستگیر می‌شود، ولی از آنجا که قاضی ای که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می‌فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد مطهری از مهلکه جان سالم بدر می‌برد.

فعالیت‌های علمی-فرهنگی:

در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاه‌ها، انجمن اسلامی، نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می‌دهد. به طور کلی او که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود، و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجروی‌ها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال ۱۳۴۶ به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می‌توان او را بنیانگذار آن مؤسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تک‌روی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرح‌های استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد، سرانجام در سال ۱۳۴۹ علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

اقدام علیه اسرائیل:

در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه‌ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوار گان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سر برد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه‌های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانی های خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می‌کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.

مبارزه با التقاط:

اما مهم‌ترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط  به اوج خود می‌رسد. گذشته از امام خمینی، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به «مجاهدین خلق ایران» پی می‌برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می‌دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می‌نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه امام خمینی مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته‌ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می‌نماید و هم‌زمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می‌کند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات زودتر از موعد مقرر بازنشسته می‌شود. همچنین در این سال‌ها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیت‌های روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران» را بنیان می‌گذارد بدان امید که روحانیت شهرستان‌ها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

 

ارتباط با امام و انقلاب:

گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته‌است ولی در سال ۱۳۵۵ موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه‌های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام‌وقت درخدمت نهضت قرار می‌گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می‌نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می‌کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می‌نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می‌گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود.

 

شهادت :

 

وی در «ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸» در تاریکی شب -در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود- با گلوله گروه فرقان که به سرش اصابت نمود به شهادت می‌رسد.

 

 

آثار :

 

آیینه جام
اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب
آزادی معنوی
اسلام و مقتضیات زمان (۲ جلد)
آشنایی با علوم اسلامی (۳ جلد: منطق و فلسفه، کلام و عرفان و حکمت عملی، اصول فقه و فقه)
آشنایی با قرآن (فعلا ۱۱ جلد)
شرح اصول فلسفه و روش رئالیسم علامه طباطبایی (۵ جلد)
امامت و رهبری
امدادهای غیبی در زندگی بشر
انسان در قرآن
انسان کامل
انسان و ایمان
انسان و سرنوشت
بیست گفتار
پاسخهای استاد به نقدهای کتاب مساله حجاب
پیامبر امی
پیرامون انقلاب اسلامی
پیرامون جمهوری اسلامی
تعلیم و تربیت در اسلام
تکامل اجتماعی انسان
توحید
جاذبه و دافعه علی
جامعه و تاریخ
جهاد
جهان‌بینی توحیدی
حرکت و زمان در فلسفه اسلامی (۲ جلد)
حق و باطل
حکمت‌ها و اندرزها
حماسه حسینی (3 جلد)
خاتمیت
ختم نبوت
خدمات متقابل اسلام و ایران
 داستان راستان (۲ جلد)
درسهای الهیات شفا (۲ جلد)
ده گفتار
زندگی جاوید یا حیات اخروی
سیری در سیره ائمه اطهار
سیری در سیره نبوی
سیری در نهج‌البلاغه
شرح مبسوط منظومه (۴ جلد)
شرح منظومه (۲ جلد)
شش مقاله (الغدیر و وحدت اسلامی)
شش مقاله (جهان بینی الهی و جهان بینی مادی)
عدل الهی
عرفان حافظ (تماشاگه راز)
علل گرایش به مادیگری(به ضمیمه ماتریالیسم در ایران)
فطرت
فلسفه اخلاق
فلسفه تاریخ (۲ جلد)
قیام و انقلاب مهدی (به ضمیمه شهید)
لمعاتی از شیخ شهید
مساله حجاب
مساله ربا (به ضمیمه بانک و بیمه)
مساله شناخت
معاد
مقالات فلسفی (۳ جلد)
نبوت
نظام حقوق زن در اسلام
نظری به نظام اقتصادی اسلام
نقدی بر مارکسیسم
نهضت‌های اسلام صد ساله اخیر
وحی و نبوت
ولا‌ها و ولایت‌ها
 


۱۳۸٩/٢/۱۱ توسط سید مسعود میرافضلی



مقام معلم

اى تو مرا نادره آموزگار، افسر زرین به سر روزگار،روشنى جان من از جان توست خنده من از لب خندان توست.

معلمى سوختن است، سوختنى که می ‏سوزد ولى نمی ‏سوزاند، هدایت مى‏کند و گمراه نمى‏سازد، آتش درونش برد است و سلام،و دود او همچون عود،و رایحه‏اش جهانگیر. معلم چراغ هدایت و کشتى نجات است. معلم راهنماى خوبى‏ها و نیکى‏ها و هدایتگر و بیدار کننده است. معلمى، همان‏گونه که معلم پیر انقلاب ‏رحمه الله فرموده، شغل انبیاست وامت‏ سرگردان را از وادى جهل و ضلالت ‏به سر منزل هدایت و سعادت و از دریاى پر تلاطم فساد و انحراف به ساحل امیدبخش نجات و نیکبختى می ‏رساند. سرنوشت جوامع بشرى مرهون سعى و تلاش آموزگاران و معلمان است. معلم بود که معاویه پسر یزید بن معاویه را آن چنان تربیت کرد که به یکباره راه و رسم غلط و ظالمانه پدرش را کنار گذاشت و در سلک عابدان و زاهدان و هدایت‏ یافتگان درآمد. همین معلمان بودند که مصلحان بزرگى چون امام خمینى (‏ره)، شهید مطهرى(‏ره)و شهید بهشتى‏(ره) به جامعه تقدیم کردند؛بزرگانى که هر کدام منشا خیرات و برکاتى براى مسلمانان شدند.

در قدرت و توان هیچ ‏کس نیست که مقام و ارزش معلم را برشمارد. چنان‏ که هیچ کس را یاراى آن نیست که فعل ایزد بستاید و یا نقش عظیم رسولان الهى را بر کاغذ بنشاند.

از اینرو، خداوند متعال نسبت ‏به شأن و مقام عالم و متعلم عنایت‏ خاصى مبذول داشته و آنان را بر سایر طبقات ممتاز ساخته است. او به شخصیت آنان ارج نهاده و براى آنان امتیاز ویژه‏اى قائل شده است.

پروردگار عالم، دانش و معرفت را از لحاظ شرافت و ارزش در اوج همه مراتب و مقامات قرار داد و بر آدم ابوالبشرعلیه‏السلام منت نهاد؛ «وَ عَلَّمَ آدَمَ السماءَ کُلَّها...» (بقره/31) در اولین سوره‏اى هم که بر پیامبر خاتمش ‏صلى الله علیه وآله فرو مى‏فرستد ارزش نعمت علم و دانش را بازگو مى‏نماید و خود را اول معلم عالم وجود قلمداد مى‏کند: « إقرَا وَ رَبُّکَ الاکرَم الذّی عَلَّمَ بِالْقَلَم ، عَلَّمَ الانسان ما لَم یَعلَم .» (علق/3- 4- 5) در برخى دیگر از آیات کتاب متین خود نیز به صراحت، برترى معلمان را بر سایر خلق برمى‏شمارد و آنان را بر تارک تمامى طبقات مردم قرار مى‏دهد؛ «... قُل هَل یَسَتوی الذینَ یَعلَمونَ و الذین لایَعلَمُون إنَما یَتَذَکَّرُ اُولُوا الالْباب.» (زمر/9) در زمینه اهمیت کار معلمى همین بس که او فرمود: «...مَناحیاها فَکانَّما احیَا الناسَ جمیعا ...» (مائده/ 32) ؛ هر کس نفسى را زنده کندبهواقع، تمام جهانیان را زنده گردانیده است (با توجه به اینکه زنده کردن روح و دل آدمى به علم و دانش برتر از زندگى بخشیدن به بدن مادى است.) و همین افتخار براى معلم بس که اگر تا قیامت‏بدان مباهات کند برازنده اوست.

در میان احادیث پیامبر اکرم و ائمه اطهارعلیهم ‏السلام روایات مربوط به ارزش و اعتبار علم و عالم و متعلم به قدرى فراوان است که احصاى تمامى آنها نزدیک به محال مى‏نماید. پیامبر گرامى اسلام‏ صلى الله علیه وآله مى‏فرمایند:" تمامى جنبندگان روى زمین و ماهیان دریا و هر موجود زنده‏اى در فضا و همه اهل آسمان و زمین براى معلمى که نیکى به مردم بیاموزد طلب آمرزش مى‏کنند. دانشمند و دانشجو در پاداش با یکدیگر برابرند و در روز قیامت ‏بدین سبب، بسان دو اسب مسابقه با یکدیگر به رقابت مى‏پردازند." (1)

پیشواى سوم مکتب ما وقتى معلمى سوره حمد به فرزند دلبندش مى‏آموزد به پاس احترام و قدردانى از معلم، هزار دینار و هزار حله به او می ‏بخشد، دهان او را نیز پر از درّ می ‏گرداند. وقتى برخى از کوته ‏نظران بر او خرده مى‏گیرند که چرا چنین کردى، مى‏فرماید:"این پاداش (بی ‏مقدار) کجا و ارزش واقعى تلاش و آموزش او کجا؟(2) "

بی‏سبب نیست که معلم پیر انقلاب، امام راحل‏قدس سره، در شان معلم مى‏فرماید: «مقام معلم مقام والایى است، مقامى بالاتر از مقام معلم نیست.»(3)

مقام رهبری نیز در این باره مى‏فرمایند: «واژه معلم... جزو واژه‏هاى مقدس است. در جامعه ما، که اساس در تعلیم و تزکیه و تربیت قشرهاى گوناگون است، معلم مقام ویژه‏اى دارد.» (4)

همیشه روزگار از بدو خلقت و حتى پیش از آن، تا خدا بوده و هست معلم بوده و هست و هر روز، روز معلم است، اما در انقلاب عزیز ما، این روز، مصادف با سال روز شهادت پاره تن امام راحل ‏قدس سره، شهید مرتضى ‏مطهرى ‏رحمه الله است؛ همو که خلعت معلمى بر قامت رسایش برازنده ‏بود و علاوه بر برخوردارى از «مداد العلماء» با نثار خون خویش مصداق «دماء الشهداء» نیز گردید و از دو ویژگى علم و شهادت بهره ‏مند شد. یاد او و تمامى معلمان راستین بشریت گرامى باد.

او کسى است که چشمه ‏هاى استعداد را در وجود انسانها جارى مى‏کند و این ماده‏ى خام انسانى را - که کودک و نوجوان ماست - به یک شخصیت انسانىِ کارآمد، با فکر و مفید براى جامعه و کشور و تاریخ تبدیل می ‏کند. همه‏ى دستهاى قدرتمندى که تاریخ را به حرکت درآورده‏اند، به دست معلمان قدرت پیدا کرده‏اند؛ معلمان بوده‏اند که آنها را کارآمد کرده‏اند؛

معلّمان و استادان در سرتاسر کشور بدانند که من یکى از قدرشناس‏ترین مخلصان آنها هستم. کار آنها و زحمتى که بر دوش گرفته‏اند، به قدرى باارزش است که هیچ بیانى - از قبیل بیانهاى امثال من - قادر نیست آن را توصیف کند.


۱۳۸٩/٢/۱٠ توسط سید مسعود میرافضلی



بیانیه سازمان بسیج دانش آموزی وفرهنگیان به مناسبت سالروز شهادت استاد شهید علامه

بیانیه سازمان بسیج دانش آموزی وفرهنگیان به مناسبت سالروز شهادت استاد شهید علامه مطهری و هفته بزرگداشت مقام معلم

 

اوست خدایی که در میان مردم درس نخوانده پیامبری از خودشان مبعوث کرد تا آیاتش رابرآنها بخواند وآنهارا تزکیه کند وکتاب وحکمت بیاموزد.(سوره مبارکه جمعه آیه7)

معلم امانت داری است که انسان امانت اوست . وارسال رسل نیز برای تزکیه نفوس انسانی صورت گرفته است بنابراین معلمی شغل انبیاءاست.بلکه معلمی شغل نیست عشق است.

   معلم است که فرزندان ملت به امانت نزد اوهستند وشخصیت ومنش آنهارا پرورش می دهد وایمان رابرلوح جان وضمیر پاک آنهاحک می کند وفطرت هارا از آلودگی می زداید. وشهید مطهری الگویی به تمام معنا است که درادای امانتش ازهیچ کوششی دریغ نورزید وجان پاکش را درادای رسالت معلمی وپرورش وهدایت انسان تقدیم کرد.

   سالروز معراج استاد شهید، علامه مطهری را روز معلم نامیدن، ترسیم طرحی از اراده وایمان واخلاص برای تلاش وتکاپو درتربیت انسان وهدایت دلسوزانه اوست که سرمشق معلمان مخلص میهن اسلامی ماست. همان که فرزند عزیز امام راحل عظیم الشان وپشتوانه‌ای محکم برای حوزه های علمیه ودانشگاه ها بود. همچنان که هنوز نیز خیروبرکت آثارش در جامعه اسلامی ساری وجاری است ودر تربیت نفوس وهدایت نسل ها مؤثر وماندگار می باشد.

   روز معلم روز بزرگداشت علم و عالم وتجدید میثاق بادین ودانش وبصیرت وتقواست. روز نکوداشت معلمانی است که در شکوه شهادت ، پرستوهای سرخبالی بودند در آسمانی که پرواز می طلبیدوستارگانی شدند که زمانه را روشنایی بخشیدند واینک نیز در هنگامه حضور، مسرور از چکامه شوق وشور و شعور عَلـَم دانایی بردوش ،خانه به خانه دلها را درمی نوردند وچراغ دین ودانش برمی افروزند وعشق وعقل آینده سازان را برمی انگیزند. ودر واقع اینانند که بنای عظیم آینده جامعه اسلامی وتحقق همه چشم اندازهای آینده وآینده سازان را پی می ریزند.

 به بیان مقام معظم رهبری (مدظله) :

   "معلمان پر تلاش کشور باید بیش از دیگران قدر جایگاه حساس خودرابدانند وبه این نکته توجه کنند که اگرچه معلمی مثل دیگر مشاغل راهی برای گذراندن معیشت نیز هست اما دغدغه ومسئله اصلی یک معلم رسالت ومسئولیت جامعه وکشور بردوش اوقراردارد."

و بر همین اساس نیز بار سنگین مطالبات به حق مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) برای تحول در نظام تعلیم و تربیت بر دوش معلمان و بخصوص فرهنگیان بسیجی  است که همواره در مسیر تقرب به حضرت حق و جلب رضایت اواز زلال ولایت سیراب و پیوسته و خستگی‌ناپذیر، عمل به تکلیف را سر لوحه موفقیت افزای خود قرار داده‌اند. 

   سازمان بسیج دانش آموزی وفرهنگیان ضمن گرامیداشت سالروز شهادت اسوه معلمی، استاد شهید مرتضی مطهری وتبریک ایام هفته معلم به فرهیختگان عرصه تعلیم وتربیت وپرورش دهندگان دلسوز جامعه، امیدواراست همچنان ایمان واخلاص معلمان گرانقدر وبخصوص  معلمان بسیجی فراراه آنان درامر خطیر تربیت وپرورش نسلهای آینده ساز باشد وهمواره سرچشمه های معرفت ومهر آنان سیراب کننده عطش واشتیاق دانش آموزان عزیز گردد.

   این سازمان همچنین امیدوار است تلاش های دولت محترم در خصوص ارتقاء شأن ومنزلت فرهنگیان ومعلمان سخت کوش وساده زیست بیش ازپیش گسترش یابد وبا تکریم وصیانت ازمقام معلم تأثیر نفس های گرم آنان در تعلیم وتربیت وهدایت فرزندان این سرزمین برای تحقق چشم‌انداز 20 ساله نظام و بویژه در دهه پیشرفت و عدالت، مؤثرتر گردد.

 

 

                                                                                                                                              سازمان بسیج دانش آموزی وفرهنگیان

 


۱۳۸٩/٢/۱٠ توسط سید مسعود میرافضلی



شهید مطهری معلم اسوه

طلیعه سخن

مردان بزرگ در طول تاریخ با گام‏های استوار خود مسیر تکامل را هموار ساختند، از گردنه‏های هول‏انگیز و خطرناک آن بالا رفتند و پرچم کرامت و عزت انسانی را بر فراز قله‏های ایمان و دانش به اهتزاز در آوردند.

در این میان عالمان و دانشمندان اسلام که وارثان حقیقی انبیأ و اوصیأ الهی و ادامه دهندگان راه آن مردان الهی‏اند، جایگاه ویژه‏ای دارند. آنان شبانه روز به سازندگی خود و جامعه پرداخته و همانند مشعلی فروزان فراروی انسانیت را روشن نموده‏اند.

آشنایی با شیوه‏های زندگی این رادمردان الهی، انسان را در پیمودن راه کمال و فضیلت علاقمند و مصمم می‏سازد و پویندگان طریق انسانیت را همتی بلند بخشیده و راه سلوک خالصانه را برای آنان به ارمغان می‏آورد.

استاد مطهری رحمه الله از معدود عالمانی است که علم و حکمت و عرفان را به هم آمیخته و از وجود خویش چهره‏ای نورانی و تابناک برای جامعه ظلمت‏زده زمان خود ساخت. شناخت ابعاد شخصیت این شهید آگاه و مرد اندیشه و عمل برای خاطراتی از زندگی استاد مطهری رحمه الله

تمام دین‏داران، آزادمردان و به ویژه نسل جوان سازنده و حرکت آفرین است.

آشنایی اجمالی

استاد شهید مرتضی مطهری رحمه الله، فرزند شیخ محمدحسین مطهری رحمه الله در 13 بهمن 1298 ه. ش در شهرستان فریمان و در یک خانواده اصیل روحانی متولد شد.

او در 12 سالگی جهت فراگیری علوم اسلامی عازم مشهد مقدس گردید. مطهری در مدت پنج‏سال اقامت‏خود در مشهد، دروس مقدماتی و ادبیات عرب را با جدیت تمام پشت‏سرگذشت.

عشق به تکمیل تحصیلات، آموختن فلسفه و عرفان اسلامی، او را در سال 1319 به حلقه شاگردان فقیه عالی قدر و عالم ربانی حضرت امام خمینی رحمه الله در قم کشانید. او در سال 1323 در درس آیت ا... العظمی بروجردی رحمه الله حضور پیدا کرده و در سال 1325 به محضر حاج میرزا علی آقا شیرازی رحمه الله تشرف یافت. شهید مطهری رحمه الله در سال 1329 در جلسه درس علامه طباطبایی رحمه الله شرکت جست.

این استاد فرزانه بعد از تکمیل تحصیلات خویش در سن 33 سالگی و در سال 1331 به تهران هجرت نمود. بعد از دو سال اقامت در تهران به تدریس در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران مشغول شد و در سال 1334 با مجامع اسلامی و کانون‏های مذهبی همکاری نموده و ایراد سخنرانی‏های علمی و نگارش کتاب را در متن برنامه‏های خود گنجانید.

آیت ا... مطهری رحمه الله در 15 خرداد 1342 به جهت‏شرکت در نهضت اسلامی ایران دستگیر و به زندان شهربانی انتقال یافت. او در سال 1343 به صلاحدید و امر حضرت امام خمینی رحمه الله با جمعیت‏های مؤتلفه اسلامی به همکاری پرداخت. این متفکر دوراندیش در سال 1346 برای انسجام بخشیدن به فعالیت‏های فرهنگی خود با کمک چند تن از یاران صمیمی خویش به تاسیس حسینیه ارشاد اقدام کرد.

در سال 1348 به خاطر صدور اعلامیه‏ای مبنی بر جمع یارانه برای آوارگان فلسطینی از طرف رژیم شاه دستگیر شد و در سال 1354 حضورش در منابر به دلیل سخنرانی‏های انقلابی ممنوع گردید. در سال 1355 از دانشکده الهیات کناره گرفته و در همان سال در نجف اشرف به محضر امام خمینی رحمه الله مشرف شد.

استاد مطهری رحمه الله برای تمرکز بخشیدن به فعالیت‏های روحانیت در سال 1356 جامعه روحانیت مبارز تهران را پایه‏گذاری نمود و بالاخره در سال 1357 ضمن سفر به پاریس، مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی از طرف امام خمینی رحمه الله گردید. این استاد فرزانه بعد از 60 سال عمر با برکت و سراسر افتخار در 11 اردیبهشت‏سال 1358 به دست گروه فرقان به درجه رفیع شهادت نائل گردید.

در این فرصت نگاهی به ویژگی‏های اخلاقی این بزرگمرد تاریخ معاصر می‏اندازیم:

تهجد و تعبد

خلوت‏های عارفانه و عبادت‏های عاشقانه، یکی از مهم‏ترین عوامل موفقیت در زندگی یک انسان مسلمان می‏باشد. اقامه نماز شب و به یاد خدا بودن در تمام مراحل زندگی، انسان را در تحصیل علم، حل مشکلات و کسب اخلاص و تهذیب نفس یاری نموده و به سوی کمال سوق می‏دهد. روی آوردن به لذت‏های عمیق معنوی انسان را از آرامش روحی و روانی برخوردار ساخته و او را با اراده‏ای استوار در مقابل امواج مشکلات و سختی‏های زندگی سربلند و موفق می‏گرداند.

شهید مطهری رحمه الله در این رابطه می‏گوید: «ما یک سلسله لذت‏های معنوی داریم که معنویت ما را بالا می‏برد. برای کسی که اهل تهجد و نماز شب باشد، جزو صادقین و صابرین و مستغفرین بالاسحار باشد، نماز شب لذت و بهجت دارد... ما چنین اشخاصی را دیده‏ایم، به لذت‏های مادی‏ای که ما دل بسته‏ایم، هیچ اعتنا ندارند.»

ایشان به عنوان نمونه پدر خود را مطرح می‏کند و می‏فرماید: «از وقتی که یادم می‏آید، من می‏دیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمی‏گذاشت و نمی‏گذارد که وقت‏خوابش سه ساعت از شب گذشته تاخیر بیفتد. شام را سرشب می‏خورد و سه ساعت از شب گذشته می‏خوابد و حداقل دو ساعت‏به طلوع صبح مانده و شب‏های جمعه از سه ساعت‏به طلوع صبح مانده بیدار می‏شود و حداقل قرانی که تلاوت می‏کند یک جزء است. با چه فراغت و آرامشی نماز شب می‏خواند. حالا تقریبا صد سال از عمرش می‏گذرد و هیچ وقت من نمی‏بینم که یک خواب ناآرامی داشته باشد و همان لذت معنوی است که این چنین نگهش داشته، یک شب نیست که پدر و مادرش را دعا نکند، یک نامادری داشته که به او خیلی ارادتمند است و می‏گوید: خیلی به من محبت کرده است. شبی نیست که او را دعا نکند. یک شب نیست که تمام خویشاوندان و ذی حقان و بستگان دور و نزدیکش را یاد نکند. این‏ها دل را زنده می‏کند.

آدمی اگر بخواهد از چنین لذتی بهره‏مند شود، ناچار از لذت‏های مادی تخفیف می‏دهد تا به آن لذت عمیق الهی معنوی برسد.»

استاد مطهری رحمه الله خود نیز از این عوامل روح افزا بهره‏مند بود، او آنچنان از لذت‏های معنوی سرمست می‏شد که ندای نماز شب وی دیگران را نیز متاثر می‏ساخت. حضرت آیت ا... خامنه‏ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در این مورد می‏فرماید: «مرحوم مطهری رحمه الله یک مرد اهل عبادت، اهل تزکیه اخلاق و روح بود. من فراموش نمی‏کنم ایشان وقتی مشهد می‏آمد، خیلی از اوقات به منزل ما وارد می‏شد، گاهی هم ورودشان در منزل خویشاوندان همسرشان بود. هر شبی که ما با مطهری رحمه الله بودیم، این مرد نیمه شب تهجد با آه و ناله داشت. یعنی نماز شب می‏خواند و گریه می‏کرد، به طوری که صدای گریه و مناجات او افراد را از خواب بیدار می‏کرد... بله، ایشان نصف شب نماز شب می‏خواند، همراه با گریه، با صدایی که از آن اتاق می‏شد آن را شنید!... هر شب قبل از اینکه بخوابد گاهی در رختخواب و گاهی هم قبل از ورود به رختخواب قرآن می‏خواند.»

بی تردید یکی از مهمترین عوامل توفیق این عالم وارسته همان دعاها و مناجات‏های شبانه بود; بلی:

هر گنج ‏سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

 

خضوع و خشوع در نماز

حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد باقر حجتی در یکی از خاطرات خود به حالات معنوی استاد مطهری رحمه الله، اشاره کرده و می‏گوید: «روزی بر مسجد در آمدم. استاد - با اینکه هوا گرم بود - با عمامه و قبا و عبا در حال اقامه نماز بودند. واقعا نماز اقامه می‏کردند. شاید به علت آنکه با تمرکزی عجیب و خضوع و خشوعی جالب توجه نماز می‏خواندند، به هیچ وجه متوجه ورود من نشدند. استاد نماز را به گونه‏ای آمیخته با توجه و خضوع برگزار می‏کردند که حالت ویژه ایشان مرا به خود مجذوب ساخت. به جای اینکه به ایشان اقتدا کنم، مشغول تماشای نمازشان شدم. تا از نماز فارغ شدند، ادعیه و تعقیبات و تسبیحات را ادامه دادند. حالی که از پشت‏سر در نماز ایشان به وضوح احساس می‏کردم، غیرقابل توصیف است. گوییا قیامت و احوال آن را شهود می‏کردند و حالت و خشیتی که ویژه علمای واقعی و خدا آشناست، حتی از قفا در قد و بالای آن سرو سهی، انسان را مجذوب خود می‏ساخت. »

تواضع

تواضع یکی از خصلت‏های زیبای انسانی است و خداوند متعال در کلام وحی فروتنی را یکی از نشانه‏های بندگان شایسته و صالح شمرده است. شهید مطهری رحمه الله که یکی از این بندگان کمال یافته الهی است، زندگی پربار خود را به این صفت زیبای انسانی آراسته بود.

خاطره زیر که توسط خود ایشان نقل شده است، نشانگر تواضع آن مرد الهی است:

«در دانشگاه شیراز از من دعوت کرده بودند، برای سخنرانی. در آن جا استادها و حتی رئیس دانشگاه همه بودند. یکی از استادهای آن جا که قبلا طلبه بود و بعدا رفت آمریکا تحصیل کرد و دکتر شد و آمد و واقعا هم مرد فاضلی هست، مامور شده بود که مرا معرفی کند.

آمد پشت تریبون ایستاد. جلسه هم خیلی پرجمعیت و با عظمت‏بود. یک مقدار معرفی کرد: «من فلانی را می‏شناسم، حوزه قم چنین، حوزه قم چنان و....» بعد در آخر سخنانش این جمله را گفت: «من این جمله را با کمال جرات می‏گویم، اگر برای دیگران لباس روحانیت افتخار است، فلانی افتخار لباس روحانیت است.»

آتش گرفتم از این حرف. ایستاده سخنرانی می‏کردم، عبایم را هم قبلا تا می‏کردم و روی تریبون می‏گذاشتم، مقداری حرف زدم، رو کردم به آن شخص، گفتم: «آقای فلان! این چه حرفی بود که از دهانت‏بیرون آمد؟! تو اصلا می‏فهمی چه داری می‏گویی؟! من چه کسی هستم که تو می‏گویی فلانی افتخار این لباس است؟»

با اینکه من آن وقت دانشگاهی هم بودم و به اصطلاح ذوحیاتین بودم، گفتم: «آقا من در تمام عمرم یک افتخار بیشتر ندارم، آن هم همین عمامه و عباست. من کیم که افتخار باشم؟... ما را اگر اسلام بپذیرد که اسلام افتخار ما باشد; اسلام اگر بپذیرد که به صورت مدالی بر سینه ما باشد، ما خیلی هم ممنون خواهیم شد، ما شدیم مدالی بر سینه اسلام؟!»

این عالم فرزانه در برابر روحانیت آن چنان متواضع بود که همیشه به روحانی بودن خود افتخار می‏کرد و گاهی آن را چنین ابراز می‏نمود: «این بنده همه افتخارش این است که، در سلک این طبقه منسلک است و خوشه چینی از این خرمن به شمار می‏آید و در خانواده روحانی رشد و نمو یافته و در حوزه‏های علوم دینی عمر خویش را به سر برده،....»

ایشان همواره روحیه طلبگی داشت و هیچگاه خود را برتر از دیگران فرض نمی‏کرد.

او با آن که متفکر و فیلسوفی بزرگ بود، کتاب داستان راستان می‏نوشت و با وجود اعتراض دوستانش با کمال فروتنی می‏گفت: «خود را بزرگ نشان دادن هنر نیست، تلاش در راه هدف مهم است.»

منبع : تبیان


۱۳۸٩/٢/۱٠ توسط سید مسعود میرافضلی



جلوه‏‌های معلمی استاد مطهری

هر استادی در تدریس خویش، دست کم باید از دو ویژگی مهم برخوردار باشد:

1. ویژگی علمی؛

2. ویژگی اخلاقی.

ویژگیهای «علمی» و «اخلاقی» هر استادی لازم و ملزوم یکدیگرند و هر یک بدون دیگری کاری عقیم و راهی ستَروَن است و البته برخورداری توأمان از این دو ویژگی نیز بس دشوار است:

 

به هوس راست نیاید به تمنا نشود  کاندرین راه بسی خون جگر باید خورد

بدین منظور، بر آن شدیم تا «روش تدریس شهید مطهری رحمه‏الله را به نظاره نشینیم و در این زمینه، نکته‏هایی را گردآوری کنیم و از ویژگیهای «علمی» و «اخلاقی» آن استاد شهید در هنگام تدریسهایشان مُستفیض و مست فیض شویم. امید است که به خواست خدای سبحان و عنایات امام زمان علیه‏السلام و توجهات کوثر قرآن علیهاالسلام، این نکته‏ها مقبولتان افتد و در تدریس و کلاسداری به کارتان آید.

آنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می‏گذشتند و نکته‏ای در آن نمی‏یافتند، استاد با دقتی حیرت‏انگیز مورد کنکاش قرار می‏داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می‏ساخت.

شایان توجه است که تمامی این نکته‏ها از کتاب «جلوه‏های معلمی استاد مطهری» برگرفته شده‏اند، اما گزینش، دسته بندی، عنوان گذاری و انتخاب اشعار متناسب با برخی از این نکته‏ها، از سوی نگارنده این نکته‏هاست که پیشاپیش، از نگارنده آن کتاب تشکر و قدردانی می‏کند و دست به دعا بر می‏دارد و به خدای خویش عرضه می‏دارد:

گر خطا گفتیم اصلاحش تو کُن                          مصلحی تو ای تو سلطان سخُن

الف. ویژگیهای علمی و روشی

 

هنر تشریح مطالب

یکی از استادان حوزه علمیه قم می‏گوید: در یکی از جلسات درس علامه طباطبایی رحمه‏الله پس از اینکه روی آیه‏ای از قرآن بحث شده بود، سؤالی مطرح شد که خود مرحوم علامه به آن سؤال جواب فرمودند. بعد از اینکه حدود پنج دقیقه مرحوم علامه مطلب را تقریر و تبیین فرمودند، استاد مطهری رحمه‏الله همراه با تواضع حدود ربع ساعت با بیان جدیدتری همان مطلب را تشریح کردند. آن قدر جالب صحبت می‏کردند که همه سراپا گوش بودند. خود مرحوم علامه طباطبایی رحمه‏الله شدیدا به حالت وجد و شوق در آمده بودند. این بود که علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه‏الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می‏دانستم چیزی هدر نمی‏رود. و اگر تعبیر بدی نباشد من به حالت رقص در می‏آمدم. در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می‏شد.

 

احاطه علمی

یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله می‏گوید: ویژگی دیگری که به عقیده بنده از همه مهم‏تر است این بود که ایشان به موضوع بحث تسلط علمی داشتند، یعنی مطلب را خود فهمیده بودند.

 

پختگی علمی

یکی از دوستان شهید مطهری رحمه‏الله می‏گوید: استاد کم حرف می‏زد ولی پخته حرف می‏زد.

کم گوی و گزیده گوی چون دُر                                تا ز اندک تو جهان شود پُر

 

و یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله می‏گوید: از نظر علمی باید بگویم استاد مطهری قبل از آنکه مسئله‏ای را برای شاگرد مطرح کند، اول برای خودش پخته کرده بود، یعنی هرگز مسئله‏ای طرح نمی‏شد که برای خود ایشان کاملاً روشن نشده باشد. به همین دلیل هیچ گاه در برابر هیچ پرسشی، ایشان دچار لکنت زبان نمی‏شد.

 

جذب با مطلب

یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله می‏گوید: یکی از مهم‏ترین تفاوتهایی که میان استاد مطهری و بعضی دیگر بود، این بود که استاد با «مطلب» جذب می‏کرد و دیگران با بیان. البته بیان مهم است، اما اگر فقط بیان باشد زود می‏گذرد.

 

درس استاد به گونه‏ای بود که شاگرد وقتی پای درسش می‏نشست، تمامی وجود استاد را می‏پذیرفت.

 

پیش مطالعه

ایشان پیش از حضور در کلاس مقیّد بود که به سبک همه اساتید حوزه در حدی که فرصت اجازه می‏داد، از پیش، مطالعه کند و مطالب را در ذهن خود مرتب سازد.

 

نو بودن مطالب

درس ایشان همیشه نو بود. استاد مطهری سعی می‏کردند مطالعه را قطع نکنند. اگر درسی را می‏خواستند مطرح کنند به کتاب جدیدی که برخورد می‏کردند مطالعه می‏کردند. ایشان به مجلات مختلف رجوع می‏کردند، مخصوصا به اندیشه‏های معاصرین بسیار توجه داشتند و همین خصوصیت، درس ایشان را نو می‏ساخت.

هر که ز آموختن ندارد ننگ                            دُر بر آرد زآب و لعل از سنگ

آنکه دانش نباشدش روزی                                 ننگ دارد زدانش آموزی

                                                                                        (نظامی)

 

جهت دار بودن

درس و بحث ایشان غالبا و در اکثر قریب به اتفاق موارد، یک بحث جهت دار بود، یعنی شاگرد می‏فهمید که این بحث به چه درد می‏خورد.

 

تاریخچه بحث

ایشان قبل از ورود در اصل درس یک مقدمه تاریخی بیان می‏کردند. با احاطه‏ای که به اقوال گذشتگان داشتند، سیر تحول یک مفهوم را بیان می‏کردند و ریشه و سابقه مطلب را توضیح می‏دادند تا شاگرد تصور نکند که این بحث مانند قارچی از زمین بدون سابقه سبز شده و بلکه بفهمد که در طول روزگار، این بحث چه سرنوشت و سرگذشتی داشته و از این طریق بتواند جای بحث را در تفکر امروزی مشخص کند.(10)

 

توضیح مقدمات

استاد در آغاز درس، مقدمات را به خوبی توضیح می‏داد و مشخص می‏کرد که مطلب بر چه مقدماتی مبتنی است، و این خصوصیت باعث می‏شد که هنگام تدریس، اشتباهاتی در ذهن شنونده پیش نیاید... استاد مطهری می‏کوشیدند چیزهایی را که موجب درهم آمیختگی فکری و اشتباه در مطلب می‏شود، نخست توضیح دهند، تا هنگام درس، استدلال به درستی جایگیر شود.

 

طرز فکر صحیح

از مهم‏ترین خصوصیات ایشان، حساسیت فوق العاده نسبت به ارائه صحیح اندیشه اسلامی به جامعه بود.

تا نیک ندانی که سخن عین صواب است                            باید که به گفتن دهن از هم نگشایی

 

دور نشدن از بحث

مرحوم مطهری رحمه‏الله در تدریس نیز همچون سایر جنبه‏های زندگی‏اش بسیار منظم و مقیّد به برنامه بود، در طول کلاس حتی المقدور از مطلب اصلی دور نمی‏شد، و اگر احیانا مطلبی را بر سبیل استطراد بر زبان می‏آورد، آن را به گونه‏ای انتخاب می‏کرد که با موضوع مورد بحث قرابت داشته باشد و در هر حال رشته اصلی بحث را رها نمی‏کرد و از ابتدا تا به انتها آن را به خوبی دنبال می‏کرد.

 

تنظیم درس

یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله می‏گوید: ایشان در تنظیم شکل درس بسیار متبحر بودند که من کمتر کسی را مانند ایشان دیدم.

سخن را سراست ای خردمند و بُن                                 میاور سخُن در میان سخُن

 

شناخت حد و مرز درس

ایشان در تدریس از موضوع خارج نمی‏شدند، از خط بحث بیرون نمی‏رفتند و حد و مرز موضوعات و مسائل را خوب می‏شناختند. یک مطلب را می‏گرفتند و همان را در یک خط مستقیم دنبال می‏کردند.

 

مدیریت علمی

ایشان بر معلومات خودشان مدیریت داشتند. این طور نبود که حافظه، مزاحم کار ایشان شود و مطلب غیرلازم وارد بحث شود. درس ایشان جُنگ مانند و کشکول مانند نبود.

 

پاسخ به سؤالات

استاد اهل بحث بود. در کلاس درس از اشکال و سؤال شاگرد استقبال می‏کرد. هیچ وقت نمی‏شد که بخواهد با هیمنه و غلبه استاد بر شاگرد، جلوی سؤال و اشکال را گرفته یا آن را متوقف کند، بلکه به عکس پا به پای شاگرد یا صاحب اشکال جلو می‏رفت. گاهی می‏شد که در یک جلسه درس حدود 31 یا بیشتر از وقت به رفع اشکال و گفتن پاسخ می‏گذشت.

 

استاد در مواقعی که می‏دید سؤال کننده هدفش از اشکال به غیر از جنبه‏های علمی و به دست آوردن مطلب است، و یا خیلی پرت سخن می‏گوید، و یا در مواردی اشکال خیلی خارج از بحث است و اشکال کننده هم دست بردار نیست، در این موارد ابتدا با لحن آرام و عباراتی همچون «حالا ببینیم» و سپس با لحن محکم‏تری چون «این مربوط نیست» و «نخیر آقا» و... بحث را به دست می‏گرفتند، ولی روحیه کلی ایشان استقبال از سؤال بود.

 

ژرف نگری

مرحوم مطهری علاوه بر وسعت معلومات، سخت موشکاف و نکته سنج و تحلیل‏گر بود.

آنچه را بسیاری از همگان به سادگی از سر آن می‏گذشتند و نکته‏ای در آن نمی‏یافتند، استاد با دقتی حیرت‏انگیز مورد کنکاش قرار می‏داد و تناقضات درونی و نقاط ضعف آن را آشکار می‏ساخت.

 

سخندان پرورده، پیر کهن  بیندیشد آنگه بگوید سخن

مزن بی تأمل به گفتار دم                                      نکو گوی اگر دیر گویی چه غم

بیندیش و آنگه برآور نفس                                       وز آن پیش بس کن که گویند بس

به نطق آدمی بهتر است از دواب                                  دواب از تو به،‌گر نگویی صواب

 

تدریس دلنشین

مرحوم مطهری علاوه بر عمق و وسعت معلومات، بیان گرم و دلنشینی نیز داشت و خود این امر بیش از پیش سبب گرمی محضر ایشان می‏شد.

 

مرور مطالب قبلی

ایشان مقیّد بودند در آغاز درس، مطالب عمده و اصلی بحث را که قبلاً مطرح شده بود یادآوری کنند. این خود باعث می‏شد که ارتباط مطلب با گذشته حفظ شود و به علاوه چارچوب روشنی از همه بحث به خصوص در درس فلسفه تصویر گردد، و این سبب بهره دهی بیشتر و بهتر درس ایشان می‏شد.

 

علامه پس از شهادت استاد مطهری رحمه‏الله فرمودند: با بودن مطهری در درس، می‏دانستم چیزی هدر نمی‏رود. و اگر تعبیر بدی نباشد من به حالت رقص در می‏آمدم. در همان جلسه هم این حالت شادی و شعف زیاد در مرحوم علامه دیده می‏شد.

 

بیان مسائل کاربردی و نو

آن مرحوم مقیّد بود به اینکه ارتباط مسائل و مباحثی را که تدریس می‏کرد با مسائل مستحدثه در زمان روشن سازد، و به اصطلاح کاربرد مطلبی را که می‏آموزد به خوبی مشخص نماید. همین امر سبب شده بود تا درسهای او سر زندگی و جذابیت خاصی پیدا کند و از صورت درسهای خشک و بحثهای مجرد بیرون آید.

 

ایشان همیشه با مسائل تازه تماس داشت. و شاگرد وقتی از کلاس ایشان بیرون می‏آمد، برای خودش تعدادی از مسائل نو گیر می‏آورد که بتواند پیگیری کند.

 

بیانهای گوناگون

یکی از شاگردان استاد مطهری رحمه‏الله می‏گوید: ایشان سعی می‏کردند خیلی آسان و بی تکلّف بهترین طرح و توجیه را در مطالب ـ که بسیاری از آنها جنبه ابتکاری داشت ـ بیان دارند. از این رو گاه بیانی را که خود در یک موضوع عنوان کرده بودند نمی‏پسندیدند و از نو بیان دیگری را ارائه می‏دادند. از جمله به خاطر دارم که در درس عقاید (ایدئولوژی اسلامی) یک بار صریحا گفتند: آنچه را در جلسه گذشته بیان کردم رها کنید، و مطلب را به گونه‏ای که اکنون می‏گویم به خاطر بسپارید.


۱۳۸٩/٢/۱٠ توسط سید مسعود میرافضلی



شهادت از نگاه استاد شهید مطهری

مثل شهید، مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته‌شدن و فانی شدن و پرتوافکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند.

 

شهدا شمع محفل بشریت‌اند و محفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک می‌ماند هیچ دستگاهی نمی‌توانست کار خود را آغازکند یا ادامه دهد.

 

هیچ وقت خون شهید هدر نمی‌رود، خون شهید هر قطره‌اش تبدیل به صدها قطره و هزارها قطره، بلکه به دریایی از خون می‌گردد و در پیکر اجتماع وارد می‌شود.

 

شهادت تزریق خون است به پیکراجتماع و این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگهای اجتماع خون جدید وارد می‌کنند.

علی(ع) به امید شهادت زنده بود. اگر این امید را از او می‌گرفتند خیری در زندگی نمی‌دید و زندگی برایش بی‌معنی و بی‌مفهوم بود.

 

گریه بر شهید، شرکت در حماسه‌ی او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست.

 

منطق شهید، منطقی است آمیخته با منطق عشق از یک طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف دیگر.

 

شهید به خون خود و در حقیقت به تمام وجود و هستی خود ارزش و ابدیت و جاودانگی می‌بخشد.

 

شهید، شهید، کلمه‌ی دیگری جای این کلمه را نمی‌گیرد و نمی‌تواند بگیرد.


۱۳۸٩/٢/۱٠ توسط سید مسعود میرافضلی